السيد الخميني
25
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مال اين است كه يك مسألهاى باشد كه تكليف شرعى نباشد و يك مسئلهء خودمانى باشد ، آدم بخواهد روى مقصد [ شخصى ] يك كارى بكند ، وقتى نشد مىگوييم چه شد ؛ اما وقتى كه جلوگيرى از يك بنگاه ظلمى ، يك بنگاهى كه مىخواهد اصلًا اساس اسلام را از بين ببرد ، اساس روحانيت را از بين ببرد ، اساس مليت را از بين ببرد ، مصالح مردم و مسلمين را به خطر انداخته است و از بين برده است ، تكليف مسلمين اين است كه قيام كنند و اين را بَرش گردانند از اين حرفهايى كه مىزند ؛ يعنى اين را بيرونش كنند از اين مملكت . و اگر دست هم رسيد بگيرندش و محاكمهاش كنند و پولهاى مردم را كه برده از او بگيرند ؛ اگر هم ندارد و [ ضايع ] كرده است ، هر ظلمى را كه كرده او را مجازاتش بكنند . اين يك چيزى است كه لازم است بر ما . بر مسلمين است كه اين كار را بكنند . منتها توانستيم اين كار را انجام بدهيم كه الحمد للَّه ؛ هم تكليفمان را ادا كرديم هم به مقصد رسيديم . نتوانستيم عمل بكنيم به تكليفمان عمل كرديم ؛ نماز خوانديم . حالا « چه شد » يعنى چه ؟ خوب نماز خواندم ، مبارزه و معارضهاى با ظلم كرديم ، با ظالم كرديم ؛ با كسى كه مىخواسته يك مملكتى را خراب كند و خراب كرده است و همهء مصالح مسلمين را زير پا گذاشته و به كفار داده است ، با اين جنگ و نزاع كرديم ؛ خون داديم ؛ خون گرفتيم ؛ همهء اين كارها را كرديم اما تكليف بوده است كه كرديم . رسيديم به مقصدْ الحمد للَّه ، نرسيديم به مقصدْ تكليفمان را ادا كرديم . هيچ باكى از اين مطلب نداريم و ان شاء اللَّه مىرسيم ؛ ان شاء اللَّه . كمك تبليغاتى من از خداى تبارك و تعالى سلامت همهء شما را مىخواهم . و اين مطلب را من هر شب تقريباً تكرار مىكنم كه همهء ما مكلف هستيم . اين قضيهء تكليف مال يك نفر ، يكى ديگر باشد يكى ديگر نباشد ، نيست . من مكلفم ، آقا مكلف است ، آقا همه ، همه كه به اين نهضتى كه در ايران شده است و الآن همهْ جوانهايشان را توى دست گرفتند و دارند مىدهند ، پيرزن چند تا جوانش از بين رفته و ايستاده و گفته است كه من حاضرم همه چيز از بين برود ، ما به اين نهضت بايد كمك بكنيم . اينجا مىتوانيد كمك بكنيد ، بايد كمك